هاشـ///ـــــــور

اکتبر 20, 2007

وقیحانه انسانی را به کام مرگ کشیدند

دسته: سیاسی — hashor @ 8:49 ب.ظ

 زهرا بني يعقوب . دكتر زهرا بني يعقوب . پزشك عمومي . متولد بيست و پنج مهر پنجاه و نه .(کمتر از سی سال! )ورودي مهر ماه 77 دانشگاه تهران . مجرد . ساكن تهران . فرزند پدري كه از زندانيان سياسي در رژيم سابق بوده است . و دكتر زهرا بني يعقوب بنا به قانوني كه سالهاي زندان پدر را معادل امتياز ” آزادگي ” به حساب آورده است از قانون خدمت اجباري پزشكان در مناطق محروم معاف بوده است اما پس از مدتي كه از فارغ التحصيلي اش مي گذرد با توجه به اين كه عملا امكان اشتغال پزشكان جوان در تهران و شهر هاي بزرگ وجود ندارد همراه دوست دوران تحصيل خود هانيه عازم رزن در استان همدان مي شود و مدت سه ماه در روستاي از توابع رزن مشغول به كار مي شود . پس از مدتي محل خدمت خود را به روستاي ” سيس” از توابع قروه سنندج تغيير مي دهد . روز پنج شنبه يك روز پيش از عيد فطر در پارك مردم روبروي دانشگاه بو علي سيناي همدان به جرم همراهي با پسر جواني به اسم حميد بازداشت مي شود . به بازداشت گاه منتقل مي شود به مدت بيش از 48 ساععت در بازداشت مي ماند و دو روز بعد جسد حلق آويز شده وي در بازداشت گاه پيدا مي شود كه مسوولان ادعا دارند خانم دكتر با استفاده از يك پرچم تبليغاتي اقدام به خود كشي كرده است. این در حالیست که روز پیش از آن با برادر خود صحبتی تلفنی داشته است و از وضعیت روحی مناسبی به نقل از برادرش  بر خوردار بوده است .  اما در این چندین ساعت تار و تاریک بی خبری از او چه گذشته است. همه بی خبریم!! پدر داغ دار وی به همدان حرکت کرده بود تا مقدمات آزادی فرزند تحصیل کرده اش را به جرم نابخشودنی همراه بودن با یک پسر فراهم کند که  خبر مرگ زهرا مواجه می شود.

 جرم  زهرا تها همراه کسی بودن ودلیل مرگ بنی یعقوب را خودکشی خوانده اند انگاری همین دیروز بود که مرگ سیرجانی را حاصل لیست قلبی و  و وقیحانه جرم این نویسنده را هم همراه داشتن تریک در جیب اعلام کردند.

اکتبر 16, 2007

به بهانه اوج دوستی خرسانهء خرس شمالی و قدم رنجه کردن پوتین بر خاک ایران

دسته: سیاسی — hashor @ 11:44 ب.ظ

او بس نکند پس من چه کنم؟


رژیم هزینه هنگفتی ازبوجه این ملت فقیر را صرف امور امنیتی خود می کند ودر این میان ملت بیچاره و نگون بخت ایران هر روز بیش تر به منجلاب فقر و ناهنجارهای اجتماعی حاصل ازآن فرو میرود و قافله سالاران سیاست فقاهتی در فکر تکثیر موشکند و اگرپشیزی باقی بماند صرف پرداخت حقوق عقب افتاده کارگران “بخوانیدمزدوران و جنایتکاران حماسی” می شود وسلسله داران دیانتی ایران ایران اهمیتی نمیدهند که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.نباید فراموش کرد که این سیل تسلیحات دلیل وحشت حکومت از بقاست و مدیرت ایران ستیزانه آن که خود محملی است برای برآوردن آرزوی رژیم که همان حاشیه امنیت است.
این ایران فقاهتی است. ایرانی که خود به خاک سیاه نشسته و ذخایر مالی ان ترکیه امارات و بزودی ناکجا آبادهای دیگر را آباد می کند . ایرانی که انرژی آن صرف ویران کردن دمکراسی نورس عراق می شود و سپاهیان مذهبیش به بوی خون به هر سوی کشییده می شوند و در لبنان و فلسطین و غیر چنان کردند که روی چنگیزیان سفید شده است . ایرانی که در آن ذخایر نفت به حراج گذاشته می شود و برپول نیم ستانده شده آن از سوریه مالیات خون فرزندان دانشجوی در بند و معترض را می نهند وبا آن فن آوری هسته ای منسوخ چرنوبیل را هزار بار باز خرید می کنند. ایرانی که دین سالاران و قدرت مداران آن دشمن ایرانی و این خرس شمالی حریس  را دوست می خوانند.ایرانی که ره به ترکستان میبرد . ایرانی که بر خوان وعده داده شده احمدی نژادش همه کس  جز ایرانیان می نشینند. خاصه آنانی که از تبار پوتین و پوتین پوشان مالیخولیایی اند.

اکتبر 15, 2007

آزادی اندیشی و تکثر گرایی

دسته: نقد — hashor @ 4:04 ب.ظ

لیبرالیسم وپلورالیسم

آبراهام لینکلن:
اگر خداوند مرا به بهشت بفرستد و در انتخاب جهنم آزاد نباشم آنجا را ترک خواهم کرد

پلورالیسم و لیبرالیسم دو اندیشه ای هستند که شالوده دنیای متمدن امروزی به شمار می آیند و در سایه آنهاست که بشر امروزی امکان پیوند اقوام و نسل ها و چشم اندازی روشن از آینده را به دست آورده است
ایبرالیسم به انسان می آموزد که فردیت بنیان غیر قابل حذفی است که نباید ان را فدای جمع وایده های آنان کرد و آزادی یک انسان تنها در زمانی محدود می شود که آزادی یک همنوع دیگر از سوی آن در معرض خطر قرار گیرد و تا آن زمان نباید حکومت ها قیدی بررفتار و آمال انسان قرار دهند زیرا تنها در آزادی مطلق وبی قید وشرط است که امکان رشد استعداد های بشر وجود دارد
لیبرالیسم از سویی معتقد به انسان آرمانی و ایده آل نیست که بتوان آن را به عنوان الگویی در نظر گرفت و با نقض آزادی، فرد را به تبعیت از آن وا داشت لیبرالیسم انسان را با تمامی ضعف ها و توانایی هایش به عنوان واحدی که غیر قابل نادیده انگاشتن است می پذیرد که می شود او را به نحوی بار آورد که با در نظر گرفتن منیتش که اصلی غیر قابل مخدوش کردن است برای جامعه خویش نیز مفید باشد.

پلورالیسم نیز سخن پروتاگوراس را به ما گوش زد می کند که انسان معیار شناخت انسان است و هر انسانی بر اساس اندیشه ی خود درباب جهان وانسان سخن می گوید
به عبارتی هیچ دستگاه ارزش گذاری واحدی خواه مذاهب در کم شریعت ترین شکلشان، را نمی توان برای بشر قائل شد زیرا از آنجا که در حیطه فکربشری مفهوم می یابند در گیر پیش شرط ها و مذموم ومطلوب بودن ها می باشند و قابل تطبیق به اندیشه متناقض ومعارضشان نیستند.
نسبی گرایی پلورالیسم به ما می آموزد که معیار اخلاقی واحدی وجود ندارد وفرد گرایی لیبرالیسم یاد می دهد که ارزش آزادی شخص به حدی یست که آنرا به هیج قیمتی نباید محدود کرد
همان گونه که نوشته شد در پرتوی این دو باور است که جوامع مدرن توانسته اند بدنه خویش را بر شالوده های استوار کنند که علاوه بر تأملو تساهل تمامی ارکان و قومیت های آن نسبت به یک دیگر دارایی چنان پویندگی گردد که در اثر وقایع خارجی یا حوادث داخلی شیرازه امور از هم نپاشد وثباتی را که برمردم و نه بر زور استوار است برای آینده گانش ودیعه دهند
و باید آرزو کرد این دو باور که در غیابشان جامعه و کشور ایران به کلکسیون معظلات تبدیل شده اند روزی در مملکت ما نیز برقرار کردند

 

اکتبر 14, 2007

زن و انقلاب جنسی ایران

دسته: سیاسی — hashor @ 7:12 ب.ظ


هرانکس که رخ زیر چادر نهفت * چنان دان که گشتست باخاک جفت
فردوسی

انقلاب اسلامی را می توان«انفلاب جنسی» هم نا مید. زیرا اگر چه تمامی دگرگونی های اجتماعی که بتوان به آن نام انقلاب گذاشت در بدو تاسیس برای برای برتری دادن به الگوهائ آرمانی خویش به آنچه روابط مرد و زن و روابط اجتماعیست حساس بوده اند اما در مرور زمان و با درک گسیختگی اجباری نسل ها زعامت امور روزمره مردم را رها کرده اند.چین و کوبا دو نمونه بارزند واقفیم که چین مقوله انقلاب فرهنگی را گستره ای وحشنتاک داشت اکنون لکه ننگ تاریخ مدرن خود می داند و کوباکه مبارزه با زنان را در طیف گسترده ای پی گرفت به جای رسیده است که بنیان گذار آن نیز داعیه پیشین را ندارد.

اما انقلاب ایران از آنجا که پیوند تنگاتنگی با مذهب دارد و جایگاه خود را در سطحی(روحانیت و طبقه مرتبط به آن) و نه سطوح جامعه استوار کرده است در سه ده حاکمیت خود هیچگاه نتوانسته است مبارزه با بد حجابی از سر لوحه آرمان ها و برنامه های خود بزداید زیرا این آرمانگرای به نوی انعکاس دیانت دولتمردان و حداقل نماد پایبندی به ماهیت وجودی نظام سیاسی در قدرت است.

البته ورای این مبارزه سرسختانه که در مقابل بدنه جامعه(به  انتظام طیفی دلبسته  آرمان های انقلاب و امتیازات مادی آن) هراسی را هم می توان یافت و آن هراس حاکمیت از دادن امتیاز است و وقوف آنها براین امر است که آزادی های اجتماعی و مدنی نهایتا به در خواست آزادی فراتر ودر آخر آزادی کامل اجتماعی و سیاسی  ختم خواهد شد  و در آن آزادی کامل پاسخ گو بودن در برابر بسیاری از مسائل سیاسی و اجتماعی با فرمول های از پیش تائین شده دیگران امکان پذیر نخواهد بود.

البته در نهان این جهت گیری ظاهرا اجتماعی  رگه های از ظعف های نظام آئینی اندیشه ایرانی  هم  قابل رویت است  و غالب این حرکت ها و مانورهای  ضد زن رژیم کنونی  اساسا ماهیت آئینی ـ بوی  را داراهستند. اگر چه نظام فکری جامع جوان ایران  خوشبختانه  تغیرات مثبتی در مرور زمان پذیرفته است اما هنوز فجایعی چون تعدی به حقوق زنان و تعدد زوج و محدودیتهای خانوادگی و قتل های ناموسی وتوجیهات فقهی و حکومتی آن را خاصه در شهرستانها می پذیرد.ضعف جامعه ما قابل انکار نیست اما  در این میان  دولت سی ساله اسلامیست  که به صورت مکمل نواقص جامعه البته در بعُد منفی ایفا می کند زیرا  زن  در حکومت مداران اسلام زده و ار نگاه  قشریون ما نه به عنوان  نوع مساوی و همگون که به صورت مسئله ای به آن نگریسته می شود که باید پاسخش  رایافتُ از بار گران آن خلاص شد!! اما خوشبختانه قشریون حاکم بر ما  از درک زمان غافلند.مگر نه اینکه انچه را که مسئله نظام می بینند و  با جملات عصر فن آوری می خوانند و جواب آن را در تاریخ نازان و سنت های عربی اسلامی جستجو می کنند. کاوشی که عبث است زیرا نسل  کنونی زنان ایران نسل دگرگونیست .

انقلاب اسلامی را می توان«انفلاب جنسی» هم نا مید. زیرا اگر چه تمامی دگرگونی های اجتماعی که بتوان به آن نام انقلاب گذاشت در بدو تاسیس برای برای برتری دادن به الگوهائ آرمانی خویش به آنچه روابط مرد و زن و روابط اجتماعیست حساس بوده اند اما در مرور زمان و با درک گسیختگی اجباری نسل ها زعامت امور روزمره مردم را رها کرده اند.چین و کوبا دو نمونه بارزند واقفیم که چین مقوله انقلاب فرهنگی را گستره ای وحشنتاک داشت اکنون لکه ننگ تاریخ مدرن خود می داند و کوباکه مبارزه با زنان را در طیف گسترده ای پی گرفت به جای رسیده است که بنیان گذار آن نیز داعیه پیشین را ندارد.

اما انقلاب ایران از آنجا که پیوند تنگاتنگی با مذهب دارد و جایگاه خود را در سطحی(روحانیت و طبقه مرتبط به آن) و نه سطوح جامعه استوار کرده است در سه ده حاکمیت خود هیچگاه نتوانسته است مبارزه با بد حجابی از سر لوحه آرمان ها و برنامه های خود بزداید زیرا این آرمانگرای به نوی انعکاس دیانت دولتمردان و حداقل نماد پایبندی به ماهیت وجودی نظام سیاسی در قدرت است.

البته ورای این مبارزه سرسختانه که در مقابل بدنه جامعه(به  انتظام طیفی دلبسته  آرمان های انقلاب و امتیازات مادی آن) هراسی را هم می توان یافت و آن هراس حاکمیت از دادن امتیاز است و وقوف آنها براین امر است که آزادی های اجتماعی و مدنی نهایتا به در خواست آزادی فراتر ودر آخر آزادی کامل اجتماعی و سیاسی  ختم خواهد شد  و در آن آزادی کامل پاسخ گو بودن در برابر بسیاری از مسائل سیاسی و اجتماعی با فرمول های از پیش تائین شده دیگران امکان پذیر نخواهد بود.

البته در نهان این جهت گیری ظاهرا اجتماعی  رگه های از ظعف های نظام آئینی اندیشه ایرانی  هم  قابل رویت است  و غالب این حرکت ها و مانورهای  ضد زن رژیم کنونی  اساسا ماهیت آئینی ـ بوی  را داراهستند. اگر چه نظام فکری جامع جوان ایران  خوشبختانه  تغیرات مثبتی در مرور زمان پذیرفته است اما هنوز فجایعی چون تعدی به حقوق زنان و تعدد زوج و محدودیتهای خانوادگی و قتل های ناموسی وتوجیهات فقهی و حکومتی آن را خاصه در شهرستانها می پذیرد.ضعف جامعه ما قابل انکار نیست اما  در این میان  دولت سی ساله اسلامیست  که به صورت مکمل نواقص جامعه البته در بعُد منفی ایفا می کند زیرا  زن  در حکومت مداران اسلام زده و ار نگاه  قشریون ما نه به عنوان  نوع مساوی و همگون که به صورت مسئله ای به آن نگریسته می شود که باید پاسخش  رایافتُ از بار گران آن خلاص شد!! اما خوشبختانه قشریون حاکم بر ما  از درک زمان غافلند.مگر نه اینکه انچه را که مسئله نظام می بینند و  با جملات عصر فن آوری می خوانند و جواب آن را در تاریخ نازان و سنت های عربی اسلامی جستجو می کنند. کاوشی که عبث است زیرا نسل  کنونی زنان ایران نسل دگرگونیست .

تجمعات روز ورود احمدی نژاد به دانشگاه ..چه استقبالی!!

دسته: سیاسی — hashor @ 7:07 ب.ظ

احمدی نژاد مدعی است که ما آزاد ترین نظام سیاسی را داریم. حد  البته ایشان منظورشان آزادی ضرب و شتم و حبس و شکنجه و قتل منتقدین بود.





ده اکتبر و به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام

دسته: سیاسی — hashor @ 7:02 ب.ظ

ده اکتبر و به

ده اکتبر و به مناسبت روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، سازمان عفو بین الملل تجمعی در مقابل سفارت ایران در بروکسل، پایتخت اتحادیه اروپا برگزار کرد در این تجمع حاضران با چشم بند و طناب دار بر گردن، برای قربانیان اعدام یک دقیقه سکوت کردندبه گزارش سازمان های حقوق بشری، در سال گذشته میلادی، ۹۱ درصد اعدام ها فقط در ۶ کشور چین، ایران، عراق، پاکستان، سودان و ایالات متحده آمریکا اجرا شده استفیلیپ هنسمنس، علت انتخاب سفارت ایران برای برگزاری این تجمع را افزایش چشمگیر شمار اعدام ها در ایران عنوان کرد





ویران کردن آرامگاه سردار ایرانی به سفارش اعراب

دسته: سیاسی — hashor @ 6:00 ب.ظ

فيروزان (ابولولو) کيست؟

ابو لولو به معنای پدر

مرواريد است

آرامگاه ابولولو آرامگاه سرباز گمنام يا سردار نامی است که برای نجات

ايران با اعراب مهاجم جنگيد

 

مدت هاست که شایعه ویران کردن آرامگاه فيروزان یا ابولولو در ایران وجود دارد. این شایعه در دو سه هفته پيش با بستن درهای آرامگاه به روی بازدید کنندگان و توریست ها جدی تر شد و اکنون که مرکز پژوهش های باستانشناسی وابسته به مدرسه مطالعات شرقی دانشگاه لندن رسما اعلام کرده که دولت ایران قصد ویران کردن این اثر تاریخی و باستانی را دارد می شود قبول کرد که بار دیگر سازمان ميراث فرهنگی ایران و دولت وقت دست به تخریبی کاملا عمدی زده است. این تخریب این بار به سفارش کشورهای عربی است. آن گونه که مرکز پژوهش های دانشگاه لندن می گوید دولت ایران پس ازداشته قبول کرده که به خواست آن « دوها » مذاکراتی که با نمایندگان کشورهای عربی در گردهم آییها این اثر تاریخی و ملی ما را ویران کند. یکی از کسانی که به شدت این ماجرا را دنبال کرده شخصی است به نام محمد سليم ال اوا دبير کل اتحادیه بين المللی محققين مسلمان (که شهرتش از آن جایی است که گفته خداوند زن ها را برای بارورشدن و بچه آوردن به دنيا آورده است.) برای اکثر توریست ها و قبل از هر چيز شخصيتی است « فيروزان » کسانی که به دیدن این اثر تاریخی می روند صاحب آرامگاه که در مقابل اعراب مهاجم به ایران ایستادگی کرده است.

نوشته ها و شایعات زیادی در مورد صاحب این آرامگاه وجود دارد که در مجموع می شود گفت که در واقع آرامگاه او همانند یک سرباز گمنام یا به نامی است که اهميتی خاص برای همه دارد و سمبل مقاومت مردم ایران در مقابل اعراب مهاجم است. و حالا این سمبل قرار است به دست حکومت جمهوری اسلامی ویران شود. نکته ای که در این ميان اهميت دارد این است که این آرامگاه متعلق به هر کسی که می خواهد باشد فرقی نمی کند اکنون اثری تاریخی است و حزو ميراث فرهنگی ایرانزمين است و ویران کردن آن به هر دليلی جرمی قابل تعقيب است. اما دولت ایران را چه باک از این جرایم پشت سر هم؟ آیا به راستی هنوز برای افرادی این شک وجود دارد که تخریب های سراسری آثار باستانی و تاریخی ایرانزمين عمدی نيست؟

فيروزان (ابولولو) کيست؟

ابو لولو به معنای پدر مرواريداست

آنگونه که در کتاب« تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عضر ساسانی به عصر اسلامی » گفته شده فيروز نهاوندی یا ابو لولو یکی از ایرانيان در دوره اوليه ورود اعراب به ایران بوده است.او کسی بود که گمان می شد عمر بن خطاب خليفه مسلمين و کسی را که به ایران لشکرکشيد را به قتل رسانيده است فيروز دختری داشت که گویا مروارید نام داشت و از آنجا که درزبان عربی به مروارید لولو می گویند به فيروز پدر لولو یا پدر مروارید گفته می شدعبيدالله پسر عمر پس از قتل پدرش فيروزان را که متهم به قتل او بود همراه با مروارید دخترفيروزان و هرمزان سردار معروف ایرانی و یک مسيحی ایرانی به نام حفينه را که در جنگ های عليه مهاجمين اعراب همراه هرمزان بود به قتل رساند.

آيت الله تسخيری در بيانيه خود خطاب به محمد سليم العوا :

خدا را شکر تلاش های ما با بسته شدن دری از درهای فتنه به نتيجه

رسيد

محمد سليم العوا:

خبر تخريب اين مزار را نيز ممكن است به زودی بشنويم

آیت الله تسخيری : ” خدا را شكر تلاش های ما با بسته شدن دری از درهای فتنه به نتيجه

رسيد و قبر یكی از دراویش قدیمی که برخی عوام آن را قبر ابو لولو می دانند تعطيل شد و خواستار آن

هستيم آه این مزار برچيده شود“.

عصرایران - آیت الله محمد علی تسخيری دبيرآل مجمع تقریب اسلامی در بيانيه ای خطاب به اتحادیه

جهانی علمای مسلمان از تعطيلی مزار منسوب به قاتل خليفه دوم موسوم به ابولوءلوء خبرداد.دآترمحمد سليم العوادبيرکل اتحادیه جهانی علمای مسلمان در (asriran.com) به گزارش عصرایران  در گفت و گو با سایت خبری شبكه العربيه اظهار داشت : ” این مزار، قبر قدیمی یكی از صوفيان بوده که دولت ایران چند روز پيش، آن را تعطيل آرده است.”

وی اضافه آرد:” تخریب این مكان نيازمند تصميم طرفهای مسئول محلی و نيازمند زمان بيشتری است اماخبر تخریب این مزار را نيز ممكن است به زودی بشنویم.”

العوا توضيح داد که تعطيلی این مزار پس از تلاش های اتحادیه جهانی علمای مسلمان صورت گرفت وهياتی از این اتحادیه نيز در چند ماه گذشته به ایران سفر آرده و علاوه بر بررسی موضوعات روابط اهل تسنن و شيعيان به ویژه در آشورهای عراق و لبنان ،موضوع وجود مزاری برای قاتل خليفه دوم در شهرکاشان را مطرح و آن را از موانع تقریب ميان مذاهب اسلامی دانستند.

وی اضافه آرد: ” البته در این سفر فهميدیم که بسياری از مسئولان دولتی حتی نام این مزار را هم نشنيده اند !!!اما پس از بررسی، تصميم گرفتند که این مزار تعطيل شود و این اقدام را به ما نيز اطلاع دادند.”

پيش از این و درهمایش گفت و گوی ميان مذاهب اسلامی آه در ابتدای سال جاری در شهر دوحه قطربرگزار شده بود؛ بسياری از علمای اهل تسنن از علمای شيعه ایران خواسته بودند تا مزار ابولوءلوء قاتل خليفه دوم در شهر کاشان ایران تعطيل شود.

در این همایش همچنين مطرح شد آه این مزار، ساختمان باشكوهی است و ناممرقد بابا شجاع الدین ابو لوءلوء فيروزرا با خود دارد .

بيانيه آیت الله تسخيری

آیت الله تسخيری در بيانيه خود خطاب به دآتر محمد سليم العوا دبيرآل اتحادیه جهانی علمای مسلمان آورده است:” خدا را شكر تلاش های ما با بسته شدن دری از درهای فتنه به نتيجه رسيد و قبر یكی ازدراویش قدیمی که برخی عوام آن را قبر ابو لوءلوء می دانند تعطيل شده و خواستار آن هستيم که این مزار برچيده شود.

دبيرآل اتحادیه جهانی علمای مسلمان نيز با صدور بيانيه ای این خبر را تایيد آرده است.

همچنين آیت الله تسخيری پيش از این در گفت و گویی با سایت خبری شبكه العربيه اعلام آرده بود که ابولوءلوء فرد مجرمی بوده که در شهر مدینه حد اسلامی بر وی اجرا شده و جنازه وی در این شهر دفن است و جنازه ای هم به ایران منتقل نشده است.

اثر تاريخی آرامگاه فيروزان (ابولولو) مظهر مقاومت ايرانيان در دوران تجاوز اعراب به ايران به سفارش کشورهای عربی ويران خواهد شد.

از سايت: کانون پژوهش های باستانشناسی وابسته به مدرسه مطالعات شرقی دانشگاه لندن

ترجمه از: کميته نجات پاسارگاد

مقبره فيروزان که در بين عوام به عنوان مقبره امامزاده ابولولو (و یا ابولولو) مشهوراست و در شهر کاشان از استان اصفهان قرار دارد به دستور حکومت اسلامی ویران می شود. روز سه شنبه بيست و ششم ژوئن جمعيت کثيری از ایرانيان در مقابل فرمانداری اجتماع کرده و به تخریب یکی از ميراث های تاریخی ایران اعتراض کردند.

اثری که در واقع نماد مقاومت ایرانيان در برابر مهاجمان عرب در قرن هفتم ميلادی بوده است. برخی نيز او را یکی از بزرگان شيعه و نيز نتیجه صوفی گری می دانند.

عمربن الخطاب خليفه مسلمين در شصد و چهل و پنج ميلادی به دست فيروزان کشته شد. گفته می شود که فيروزان یکی از اسيران جنگی بوده که پس از سقوط تيسفون که  درهمان عراق کنونی باشد در بازار برده فروشان فروخته شده است و یکی ازبزرگان عرب به نام مغيره بن شعبه او را خریده و به عنوان برده با خود به مدینه برده است.

احتمال زیاد می رود که فيروزان زرتشتی بوده است و برخی ها حتی او را یک روحانی زرتشتی دانستند. ایرانيان به هنگام حمله اعراب در قرن هفتم ميلادی اکثرا زرتشتی بودند.

عمل فيروزان پاسخی یکی از تظاهر کنندگان روز سه شنبه اظهار داشته است که ” عمل فیروزان  پاسخی به بدکاری های اعراب مسلمان مهاجم به ایران بوده است که کشور ما را غارت کرده،مردم را قتل عام نموده و به زنان تجاوز کردند. ما ایرانيان هرگز جنایات آن ها عليه خود را فراموش نخواهيم کرد”

برخی از اعراب و عده ای از تاریخ نویسان مسلمان برای تخفيف شجاعت و قهرمانی نشان داده شده از جانب فيروزان (عموما بر اساس شرحی که ابن شهاب داده است)گفته اند که قتل عمر به علت دعوا بر سر پرداخت ماليات بوده است.

در دوران صفویه و رسيدن اسلام شيعی به قدرت سلسله مزبور او را به نام بابا شجاع الدین خوانده و مدعی شد که این شخص شيعه و شهيد بوده است.

 بعضی می گویند که این قبر او نيست یکی از دیگر از معترضين خشمگين می گفت “  بعضی می کویند که این قیر او نیست و او اصلا مسلمان نبوده.خب نبوده باشد. برای ما مهم آن است که این ساختمان نماد اوست و نماد اعتقادات ما و مقاومت ما در مقابل مهاجمانی غير متمدن است.اگر ابولولو عرب بود آن ها گنبد طلایی روی قبرش می ساختند نه این که آن را ویران کنند. نه، آن ها قبر او راخراب می کنند برای این که او یک ایرانی و یک ایرانی شریف است و در نتيجه کارشان اهانت به ملت ایران محسوب می شودمحمد سليم العوا دبير کل اتحادیه بين المللی محققين مسلمان که پيش از این اعلام  کرده بود که« خداوند زنان را برای حاملگی و بچه آوردن خلق کرده است »  در گفتگوی با شبکه العربیه  علام کرده است که  که تقاضا برای تخریب این بنا به وسيله گروهی از نمایندگان عرب چند ماه پيش، پس از برگزاری گردهم آیی دوها در آغاز سال، تسليم ایران شده است. در آن گردهم آیی اگثریتی از دانشمندان سنی از ایران خواستند تا این مقبره خراب شود

شخصی با نام اختصاری ن که در ميان معترضين در برابر دفتر فرمانداری کاشان بودگفت “تصور کنيد که آلمانی ها از انگليسی ها بخواهند تا قبر کسانی را که در انگلستان نقشه کشتن هيتلر را در جنگ دوم جهانی کشيدند خراب کنند. چرا که نگاهداری این قبرها اهانتی به آلمان ها محسوب می شود؟ آیا انگليسی ها این کار را قبول می کنند؟کشتن عمر به دست فيروزان امری مذهبی نبود بلکه اقدامی در جهت برانداختن یک دیکتاتور مستبد از روی زمين محسوب می شد. درست همان کاری که انگليس هامی خواستند با هيتلر بکنند.”

مقبره فيروزان که در بين راه کاشان به شهر فين واقع است شامل یک حياط، یک ورودیه، یک گنبد مخروطی با کاشيکاری فيروزه ای و سقف های نقاشی شده است. تاریخ اصلی ساختن بنامشخص نيست اما می دانيم که در نيمه دوم قرن چهاردهم کاملا بازسازی شده و سنگ قبرجدیدی نيز بر روی مزار او قرار داده شده است.

آوریل 14, 2007

برای فدائیان خاک پای همایونی یا فدایان صدام یا فدائیان اسلام ناب محمدی

دسته: سیاسی — hashor @ 8:31 ب.ظ

برای فدائیان خاک پای همایونی یا فدایان صدام یا فدائیان اسلام ناب محمدی


این روزها روزنامه ها و رسانه های دنیایی آزاد هر هز چند گاهی خبر های از توانای های ایران یا افزون شدن آن متتشر می کنند و سران حکومت هم خویش را با توجه به سرکوب وحفقان داخلی ومشکلات آمریکا در عراق جزیره ثبات دیگری می پندارند که یارای مقابله با طوفان های سهمگین را داراست. اندیشه ای  که نظر  انسان را به وقایع بیست شهریورمنعطف میکنند آن هنگامی سخن می نویسم که آرتش نوپایی رضا شاهی  بر گشته از نبرد با اشرار لرستان و بویراحمدی ها  با تانک های ساخت چکسلاواکی و هواپیماهای دو باله و از رده خارج شهباز مونتاژ ایران در تپه های اطراف تهران”ازگل” در حضور شاه مانور می داد وپس از مدتی تلفنگرام ازگروهان اول عملیاتی می رسید که”حسب المر با چابکی و رشادت تمام گردنه گوچی را گرفتم . اگر قشون سلم و تور هم به میدان ما بیائید هر جا را امر کنید فتح می کنیم ” وامرای اشکری و اولیای امور لبخند زنان فتح فتوح را شاهد بودند و شاه گفت”قشون من عالی ترین قشونی است که در دنیا می توان نشان داد و سپهند امیر احمدی یار دیرین رضا شاه مینویسد”من نیز ادب کردم و بدون اینکه حرفی بزنم. تلفنگرام را روی میزی که جلوی اعلیحضرت بود گذاشتم”سپهبد امیر احمدی نگفت که این آرتش بزرگ در مصاف باید امتحان پس دهد اما تاریخ نشان داد که به چه سرعتی رویای بزرگ فرو ریخت
اکنون ملت نگونبخت ایران پس از طی نزدیک به یک قرن شاهد دوباره تکرار همان بازی مسخره است  و کسانی با داشتن چند صد موشک شهاب ساخت کره در خواب کوس برابری با انبارهای ناگشوده صد ساله آمریکا را دارند و قصد دارند چهار زیر دریای دیزلی ساخت روسیه این دزد شریک قافله رادر میان ناوگانی به ارث رسیده از شادروان محمد رضا شاه را  به طیب خاطر به نبرد ناوگان بی شمار و مدرن آمریکا به فرستند.البته در  معادله جنگی از این دست  جایی هم برای فدائیان خاک پای همایونی یا فدایان صدام یا فدائیان اسلام ناب محمدی هست که تا یک لحظه قبل از هر نبردی مبارزه طلبی کنند
راستی اگر هدف رژیم دست یابی به حاشیه امنی با دست یابی به سلاح هسته ای نیست.چرا جان مال ایرانیان را به جنگی می فرستد که پیروز آن از پیش تعین شده است؟!
  بیائید  آنی  در حاشیه  امادگی جنگی حضرات قدم بزنیم .کدامین منطق جز حفظ بقای رژیمی فرسوده  ایجاب می کند در عرصه سیاست و مدیریت کشور ذخایر محدود ملتی فقیر را با بذل و بخشش به پای روسیه این دشمن دیرین ایران بریزندو میلیاردها دلار را صرف گرفتن  تسلیحات وتکنولوژی عقب مانده ای کنند که دیگر حتی خود خرس شمال را هم به وجد نمی آورد.
 جدایی  از این خرید های سرسام آمور ابلهانه ،سران حکومت فقاهتی باید اکنون که در قدرتند و یا روزی چون قبل از اعدام صدام پاسخ گوی این باشد که چرا در اصرار و اجرای قرار داد 1940 ایران- شوروی در تقسیم دریای خزر کوتاهی کرده و می کنند؟با کدامین منطق و استدلال جز وطن فروشی ۲۰٪ ازآب های تحت مالکیت ایران رابه پوتین و اتحادش بخشیده اند؟
حضرات باید بدانند که عنقریب از آنها پرسیده خواهد شد درحالی که امارات اداعای جزایر ایرانی را دارد “که البته آن هم از بی مدیریتی شمایی که حاکمید بوده است” به کدامین سیاست اقتصادی جز حراج سرامایه دست زده و می زنید که اکنون ایرانیان فقیر وبی چیز باید به بیابانهای پیشینی بنگرند که با تغذیه از شریانهای مالی آنان به بهشتی تبدیل کردیده است و دختران ایرانی برای فروش تن جلای وطن می کنند.
وطنی که دیگر تنها نامی از ایران را داراست وآنچه حکومت فقاهتی برای آن به ارمغان آورد چنان شوم بود
که قلم توانای شرح ان را ندارد.اما ای کاش این فاتحان سازنده اسباب بازی های شهاب وحریسان به مال وجان ایرانیان لحظه ای به خود آیند و حد اقل به آخرت صدام تکریتی و اذنابش که چون دنیایشان خونین وختم به نکبت بود . درس عبرتی بگیرند و فراموش نکنند که آینده ازآن ایران آزاد است.

 کیوان


 

 

 

وبلاگ روی وردپرس.کام.